این دفعه
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 5:33
کاش بشه... کاش بشه... کاش بشه... کاش بشه... خدایا....
امروز
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 5:33
خدايا امروز يه اتفاق خوشحال كننده بيفته لطفن بازم شكر:)
بیشوور
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 5:33
یه ادم بیشوریش اونجس که وقتی حدس میزنه تو یه مشکلی داری انگار لذت میبره تو جلوش اعتراف کنیاز ادم صاف همون سوالی رو میپرسه که نباید بپرسه یا اینکه آرزو میکنه اونطوری باشه ازش متنفرم چرا اینقدر دلش میخاد منم شکستای اونو داشته باشم؟ چقدر کینه آخه؟
دعا
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 5:33
قبلنا بهش اعتقاد داشتم ولی الان نمیدونم چرا مثه قبل نیس کاش معجزه بشه.....
چرا
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 5:33
خدايا التماست ميكنم كمكم كن ازت خواهش ميكنم كمكم كن خدايا نجاتم بده كمكم كن
زندگی
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 5:33
بیا با هم دعا کنیم بخیر بگذره خدایا به خیر بگذره هیچایده ای ندارم چی میشه هیچ...
تنها
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 5:33
نمیدونم از پس این روزا برمیام و روزای بعدی رو میبینم یا نه ولی اگه موندم و دیدممیدونم میدونم یه روزیم نوبت من میشه پشت کنم به همه ی اونایی که الان بهم پشت کردن آدم پستی نباشیم یه روز ممکنه جاهامون عوض شه
خوب پیش بره لدفن
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 5:33
هفته پیش گفتم برگه منو گم کرده بود بعد پیداش کرد یا هرچی بعده یه هفته ایمیل زد گفت نمرتو دادم برگتم گذاشتم تو جعبه برو بردارمن که ازش تشکر نکردم گفتم این همه دیر جواب داده گفتم دیگه باش کاری ندارم که تشکر نکردم و حالا باید تاحالا نمره این برگه جدیدرو میزد ولی هنوز مال منو نزده امروز باشد برم یونی بب
خدا
-
تاریخ: 1396/5/7 ساعت: 5:33
خداجونم برای تو که کاری نداره که میشه بهم ببخشی؟قبلنترا که بچه تر بودم مثلن قول میدادم بهت که فلان کارو میکنم اگه این لطف و کنی بهم یعنی میدونم که قولی که میدادم لطف به تو نبود ولی یجورایی حس میکردم برا اینکه لااقل یخورده ادم بهتری شم رومو زمین نمینداختی خدایا بهت قولیو میدم که سالهاست خواستم ولی نت...
برزخ
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 4:09
از عصر تاحالا هي دارم به خودم ميگم قضاوت نكن ناشكري ميشه زبونم لال يه اتفاق بد ميفته واسش بعد هي با خودم فكر ميكنم يه ادم چطور اينقدر بي شعور ميتونه باشه؟به خاطر بابام فقط همراهي كردم وقتيميخواستم بش زنگ بدنم با ماژيك رو زمين نوشتم قضاوت نكن،خودتو كنترل كن،به خاطر بابت،شده فيلم بازي كن،هيچي نگو با
عجیبه!
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 4:09
همه دارن درس میخونن غیر از من اگه یکیشونم درس نخونه براشون خیلی عجیب و غیر باوره! من وسط اینا چیم؟؟
خجالت
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 4:09
خطاب به خودِ پست قبليم تو غلط كردي!از خود پارسالت خجالت بكش!يه سال از تو ابله كوچيكتر بود ولي ديدي چه كرد؟ابله!بيشوور! ------- به قول بابام ياعلي!
بهت افتخار میکنم.
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 4:09
بده آدم عاشق خودِ قبلیش شه؟ ...
چه کنم
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 0:33
خداجونم اگه بگم خدایا هرچی خیر همون پیش بیاد اونوقت میشه؟ کاش هرچی خیر همون پیش بیاد کاش...
ترس
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 0:33
میخوام با یه ترسم روبرو شم براهمین باید یه چیزی براش بخرم که خیلی گرونه خیلییعنی برا منم خیلی نمیدونم کاش یه پولی از یه جایی میفتاد تا من بتونم بخرمش شایدم برمو یه دست دومشو بخرم دست دومش یه چیزی حدود یک دهم اون قیمتشه البته اونجوری که دوستم مال خودشو از جمبه بازار خرید! یا باید این وسیلرو بخرم یا ب...
تردید
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 0:33
خدایا کمکم کن خواهشن تمام چیزی که ازت میخام اینه که راهنماییم کنی مسیر درست رو برمحس های عجیبی دارم برای این مورد واقعن نمیتونم تصمیم بگیرم کمکم کن خواهش میکنم
انتظار
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 0:33
وقتي يه كاريو ميكني كه ٥٠٥٠مردد بودي انجام بدي بعد نشستي منتظر نتيجش خيلي سخته سخته وقتي ادما مسووليت نميپذيرن شايد يه نفر از نگراني حالش بدشهميدونم كاري كه انجام دادم خودش يه نوعي مسووليت ناپذيريه نبايد ديگرانو متهم كنم ولي خداجونم خاهش ميكنم خاهش ميكنم همه چي بخير بگذره خدايا التماست ميكنم
حال خوب
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 0:33
خدایا شکرت شاید از بقیه از لحاظ کمیت عقبتر باشمولی اشکال نداره من بهشون میرسم ولش یکم دیرتر عوضش با کیفیت بهتر من هدفمو دوست دارم و نمیخام از دستش بدم من تلاشمو میکنم خدایا به امید تو
عادت
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 0:33
گاهي وقتا خودمون مقصر اصلي هستيم خودمون كه نه ذهن بيمارمونوقتي با توهماتت يه باور غلط ميسازي دلت ميخاد به گذشته برگردي دوست نداري عادتتو ترك كني جرءتشو نداري راه جديدو شروع كني فكر ميكنيي باور گذشتت مقدسه توهمات احمقانت بهت اجازه فكر كردن نميدن نميذارن خودت باشي نميتوني درست فكر كني فقط بهت ميگن اون
جايي كه مال من بود
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 0:33
بعد از يه سال و نيم دوباره اومدم ساختمون رياضي اونموقعه ها كه من ميومدم اينجا تقريبن هيشكي نبود چون نو ساز بودو تازه دوباره بازش كرده بودن!شيك ترين ساختمان دانشگاس!تو اتاقاش يا خودم بودم يا بچه هاي سال بالايي غريبه حالا ولي پر شده از بچه هاي هم وروديم يعني تو اين يه ساعت از دروديوار ميبارن انگار ساخ